عناوين سايت



يادداشت
تهران گريزي و خطاي تركيب
سه شنبه، 2 تير 1388     ساعت: 14:26

1- ظريفي مي گفت صندوق راي را به محضر چند دسته مي برند: مراجع، بيماران بستري، سربازان مستقر در پادگان ها، و زندانيان. ولي مساله اينجاست كه آيا راي مراجع با راي ديگر گروه ها يكي است؟ اين متن با اين مثال (كه البته قصد جسارت به غيرتهراني ها هم ندارد) به بررسي تفاوت آراي تهران و شهرستانها و برخي نكات پيرامون آن مي پردازد.

2- در مطلب قبلي، نوشتم كه به نظر من «اكثريت» جامعه ايران به احمدي نژاد راي دادند. اين نظر من با انواع واكنش ها روبرو شد كه بخش هاي قابل انتشار آنها، در بخش نظرات آن مطلب آمده است. دوستان بين دو موضوع خلط كرده اند. اينكه مسائل جدي پيرامون انتخابات مطرح است و بايد به آن پاسخ داده شود و حتي در صورت لزوم، بايد نتيجه انتخابات بازنگري شود يك مساله است؛ ولي اينكه حتي با اين بازنگري ها هم، تغييري در نتيجه انتخابات رخ نمي دهد و در هر حال احمدي نژاد راي بيشتري از موسوي آورده است، يك مساله ديگر. كنش سياسي، فعاليت ها، و آرمان ها و تمايلات ما يك مساله است و بررسي علمي موضوع انتخابات يك مساله ديگر، من هم به مهندس موسوي راي دادم ولي اگر بين ايندو خلط كنيم، از فهم جامعه ايران باز مي مانيم، كما اينكه بضاعت جامعه شناسي ايران در پيش بيني تمايل جامعه به احمدي نژاد در دوره پيش، اندك بود. من با پذيرش برتري راي احمدي نژاد، تحليل خود را دنبال مي كنم.

3- در تاريخ صد ساله دموكراسي و راي گيري در ايران، اولين بار است كه مردم تهران نظري داشته اند و نتيجه انتخابات، مخالف نظر مردم تهران بوده است. حتي در دوره قبلي انتخابات رياست جمهوري نيز، راي احمدي نژاد در تهران، از بالاترين ميزان ها در كل كشورها بوده است. بخشي از اعتراض مردم (و بويژه مردم تهران) به شگفت زدگي از اين نتيجه برمي گردد. كما اينكه مردم «معتقدند» كه اين نتيجه انتخابات واقعي نيست و اين همان عدم انتظار اين نتيجه است. البته برخي از اعتراضات به روند انتخابات است و برخي ديگر به اصل نظام بر مي گردد كه خارج از موضوع اين متن است.

4- يكي از اشتباهات در پيش بيني نتيجه انتخابات، دقيقا به همين مساله باز مي گشت. يعني اين استدلال كه موسوي در تهران برتري دارد، و «هميشه» تهران بوده كه نتيجه انتخابات را تعيين مي كرده. نتايج در تهران حاكي از برتري موسوي است، ولي نتيجه انتخابات چيز ديگري بود. بر اساس آمار رسمي اعلام شده راي احمدي نژاد در كل كشور 62.63 درصد و در تهران 43.06 درصد و راي موسوي در كل كشور 33.75 درصد و در تهران 51.83 درصد بود.

5- در دوره هايي، مركزگرايي و تهران سالاري حاكم بود. يعني همه امكانات در خدمت تهران بود و شهرهاي ديگر خوشه چين تهران بودند. جلال آل احمد در مقاله اي در باره تاثير تهران گرايي بر ادب و هنر سخن گفته است. پيش از انقلاب، بخشي از فرايند ارتقاي اجتماعي، حضور و سكونت در تهران بود.

6- انقلاب اسلامي و بويژه جنگ توانست اين سالاريت را بشكند. يعني هم انقلاب با رهبران متعدد در شهرهاي گوناگون روبرو بود و هم شهرهاي كوچك و بزرگ بود كه پيشتاز انقلاب بود. قم، تبريز، جهرم، يزد، اصفهان و.... در جنگ تحميلي نيز با لشگرهاي گوناگون سپاه از مناطق مختلف كشور، با نوعي دموكراسي و برابري جغرافيايي روبرو بوديم.

7- اما در دولت نهم اين فرايند تغيير كرد. يعني احمدي نژاد كه با راي مردم متدين شهرهاي مذهبي كشور (تهران، يزد، اصفهان و...) رييس جمهور شده بود (نگاه كنيد به مقاله تحليل تركيب آراي احمدي نژاد)، پس از انتخابات رويكرد خود را عوض كرد و با بي توجهي به تهران، تمام همت خود را روي شهرهاي كوچك و روستاها گذاشت. در استان تهران نيز به شهرهاي حاشيه تهران توجه كرد و در معدود توجهات به تهران، نيز به جنوب تهران توجه كرد. بي توجهي مطلق به تهران در عدم حضور شهردار در جلسه هيات دولت و نيز عدم هماهنگي شهرداري تهران و دولت نيز مشهود است.

8- اكنون، در رويكرد دولت مستقر، تهران جاي خاصي ندارد و بجاي آن، به ديگر نقاط كشور توجه شده است. من از اين مساله، به «شكاف مركز-پيرامون» ياد كردم و آن را يكي از علل قطبي شدن جامعه و برتري راي احمدي نژاد دانستم. مركز-پيرامون، يك طيف است و تهران در ابتداي طيفي است كه اصفهان و تبريز و مشهد و... در ادامه آن پيوستار است. لذا مي توان اين مساله را در سراسر كشور (با درجات خفيف تر) ديد.

9- مساله اصلي اينجاست كه آيا راي تهران با راي شهرستانها و روستاها يكي است؟ به نظر من نه. اين نظر، ناخوشايند است و طرفداران دموكراسي گريبان چاك مي كنند كه همه افراد حق برابر دارند. اولا براي من كه معتقد به محافظه كاري و نوعي از جامعه طبقاتي محدود هستم، اين مبنا چندان پذيرفته نيست. ثانيا با فرض پذيرش اين برابري، باز هم، مي توان واقعيت ها را ديد. در عمل، و در تمام جهان، اين نابرابري وجود دارد. در دموكراسي هاي حزبي، عملا دموكراسي، به معناي حق مردم در انتخاب ميان يكي از دو يا چند نامزد حزبي است و ديگران عملا حق يا توان نامزد شدن (و تبليغ) را ندارند. نظام سلسله مراتبي حزب نيز امكان ارتقاي اجتماعي معقول و تدريجي پيرامون به مركز را مي دهد. بعلاوه گروه هاي مرجع نقش خود را از دست نداده اند و اين گروه هاي مرجع، اكثرا از مركز هستند. همچنين شفافيت هاي حمايت مالي از كانديداها، آنها را به شدت وابسته به طبقات بالاي جامعه و حافظ منافع آنها مي كند.

10- خطاي تركيب به اين معنا است كه چيزي كه در جزييات درست است، لزوما در كل صادق نيست. نوعي از آن را در دوراهي هاي اجتماعي مي بينيم. نمونه ساده آن نيز حكايت بهلول و دردآور نبودن خاك و آب و مرگبار بودن ضربه خشت (تركيب آب و گل) است. آنجا كه بهلول در پاسخ يك مساله كلامي مي گويد آيا خاك دردآور است اگر بر سر كسي بريزد و آيا آب دردآور است و پاسخ منفي است و بعد مي گويد آيا براي خشت (كه تركيب همان خاك و آب است) هم مي توان گفت دردآور نيست؟

11- احمدي نژاد اكثريت مطلق آراي روستاها و شهرهاي كوچك را بدست آورده و اكثريت آراي مراكز استانها و نيز حاشيه شهرهاي بزرگ را. و از تهران و ساير شهرهاي بزرگ صرفنظر كرده است. استراتژي وي براي بدست آوردن راي، استراتژي موفقي بوده است. اما پيامدهاي آن چه مي شود. قطعا كيفيت راي تهران و روستا يكي نيست. اين مساله اي برآمده از خطاي تركيب است. تهران «يك» شهر است با بيش از چهار ميليون راي (شهر تهران 4179188 راي داده، بدون ري و اسلامشهر) و از لحاظ عددي راي تهران، مساوي است با راي چهارصد شهر كوچك با ده هزار راي (ايران بيش از 1000 شهر دارد). اما آيا از لحاظ اجتماعي نيز ايندو يكي هستند؟

12- جلال ستاري در كتاب اسطوره تهران تهران را به عنوان قهرمان رمان و فيلم هاي متعددي بررسي كرده و نشان داده كه تهران را مي توان به عنوان يك شخصيت نيز در نظر گرفت.

13- گوستاو لوبن تاثير انرژي زاي انبوه خلق و تفاوت رفتار مردم در يك اجتماع با رفتار فردي آنها اشاره مي كند. وقتي يك جمعيت انبوه شكل مي گيرد، اين انبوهه، خصايصي دارد متفاوت از برايند (و ميانگين) افراد تشكيل دهنده آن. ويژگي اصلي انبوهه، اولا گمنامي و پخش مسئوليت است و ثانيا افراطي شدن تصميمات. وقتي تعداد زيادي از افراد كنار هم جمع مي شوند و فرضا دست به تخريب يك بانك يا لينچ كردن يك سياه مي زنند، هر فرد نقش كمي در اين تخريب دارد و لذا خيلي وجدان معذبي ندارد و فرد «ذيل» گروه تعريف مي شود. همچنين يافته هاي روانشناسي اجتماعي نشان مي دهد كه تصميمات در گروه ها، بسيار افراطي تر و قطبي تر از تصميمات فردي (افراد حاضر در يك جلسه) است.

14- مشخصه ديگر انبوهه هاي بزرگ، تاثير جميعت انبوه است در اعتماد به نفس و احساس اينكه بخشي از يك كل بسيار بزرگ هستي. وقتي در صف تظاهركنندگان در راه پيمايي 22 بهمن يا نماز عيد فطر يا نماز جمعه روز قدس باشي، آنگاه عظمت جماعت (هيبت همراه با حيرت به تعبير هايدگر) تو را مي گيرد. اين تاثيري است كه شريعتي از مراسم حج گرفته است و در «تحليلي از مناسك حج» آورده است. بخشي از يك كل عظيم شدن، ابتهاج مي آورد و شجاعت و عظمت و احساس بر حق بودن.

15- تهران از زمان انقلاب اسلامي به بعد، اين شجاعت و عظمت را در خود احساس و آن را باور كرده است. راه پيمايي هاي ميليوني تاسوعا و عاشوراي 57 بود كه تكليف انقلاب را روشن كرد. استقبال و تشييع از امام و راه پيمايي هاي سالانه بيست و دوم بهمن، اين عظمت را بارها و بارها اثبات كرده است.

16- اكنون، تهران (با اكثريتي از طرفداران موسوي؛ البته طرفداران احمدي نژاد هم در مصلي و ميدان ولي عصر (عج) اين حضور گسترده را نشان دادند، ولي برتري عددي با آنها نيست) در قبل و بعد از انتخابات، عظمت حضور خود را نشان داده است. مردم تهران با اين نمايش عظمت، سهم اضافي (يا حق وتو) خود را بابت جمعيت انبوه طلب مي كنند. باور كنيم كه تهران، خود يك «واقعيت» بسيار موثر است. برخي تحليل ها، تهران را ويترين جامعه مي داند و مي گويد كه تغييرات در تهران، به تدريج در كل كشور پخش مي شود. لذا روند تهران گريزي، تنها به تشديد اختلاف اجتماعي مي انجامد و بجاي نديده گرفتن تهران، بايد تهران را قانع كرد.


درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • دکتر! دقت کنيد که راي اعلام شده آقاي موسوي حتي در تهران هم اکثريتي نبوده! تنها تفاوت 300000 اعلام شده! اين براي تهراني هاعجيب است! در ضمن بررسي هاي آماري که توسط برخي کارشناسان انجام شده غيرقابل قبول بودن توزيع يکنواخت راي احمدي نژاد را نشان داده! اگر ما قائل به قطب بندي هايي كه شما ارائه داديد باشيم نبايد اين چنين يكنواختي هايي در استان ها ديده مي شد. با اينكه بسيار گفته راي احمدي نزاد بيشتر در روستاها بوده با اين حال تفاوت زيادي بين استان هايي با جمعيت روستانشين بالا و استان هاي بيشتر شهرنشين وجود ندارد. من خيلي علاقه مندم كه بدانم كه آيا پايه تحليل شما پيش فرض راي 24 ميليوني احمدي نژاد است و يا اينکه قبل از انتخابات نيز چنين تحليلي از نتيجه انتخابات داشتيد؟!
  • در ضمن بر چه مبنا و مستنداتي معتقديد احمدي نژاد نيز در جمع آوري تعدادي از 13 ميليون راي اضافي نسبت به دوره گذشته موفق بوده است. در حالي که تحليل گران عرصه انتخابات هميشه مي گفتند هر ميزا مشارکتي که از 70 در صد افزايش يابد به سبد اصلاح طلبان مي روداستاد يعني ما به عنوان دانشجويان علوم اجتماعي بايد بپذيريم که الگوهاي انتخاباتي مردم در اين 4 سال بدين صورت دچار تغيير شده است؟! چگونه در حالي که راي 17 ميليوني احمدي نژاد در دوره پيش بيشتر از شهرهاي بزرگ بوده ولي با ناديده گرفتن آنها در سبد رايش 24 ميليون راي مي آورد؟!
  • نه شيب يکنواخت آرا، نه مشارکت هاي بالاي صددرصد، نه... هيچکدام را نمي بينيد؟ چه مي کنند سيستم هاي دفاعي روانشناختي تان!! "حتي با اين بازنگري ها هم، تغييري در نتيجه انتخابات رخ نمي دهد و در هر حال احمدي نژاد راي بيشتري از موسوي آورده است" شما جاي تحليل و توجيه رو با هم عوض کرديد! اين حکم قطعي و بلا تغييرتون شبيه همون توجيه مضحکتون پيرامون روبه جلو بودن ايران و بنابراين طبيعي بودن برتري دولت نهم به سومه! استاد جان به جاي اين صغري . کبري هاي بي ربط يه توبه نامه خدمت حضرت والا مي نوشتي و صادقانه خيال خودتو مارو راحت مي کردي. يه آذمي که مي ترسه خيلي قابل احترام تره تا کسي که ...
  • دكتر نظرات شما راتاييد ميكنم و مطلبي با همين موضوع دارمhttp://bargesabze86.persianblog.ir/
  • "تهران از زمان انقلاب اسلامي به بعد، اين شجاعت و عظمت را در خود احساس و آن را باور كرده است. راه پيمايي هاي ميليوني تاسوعا و عاشوراي 57 بود كه تكليف انقلاب را روشن كرد. استقبال و تشييع از امام و راه پيمايي هاي سالانه بيست و دوم بهمن، اين عظمت را بارها و بارها اثبات كرده است. " اين ها را کجا آورده ايد؟ خداي من! هنوز نمي دانيد معني رشته تان چيست... محافظه کاري؟ اين ترسو بودن، جانبدارانه عمل کردن و نان به نرخ روز خوردن است.
  • دكتر عباس كاظمي در نقدي نوشته اند: جناب دكتر جوادي. تصدقتان بروم. همان طور كه در يكي از كامنتها امده است حتي امار اعلام شده در تهران هم تفاوت اشكاري را نشان نمي دهد. من فكر مي كنم تقابل ايجاد شده بين تهران و شهرستان خود بخشي از گفتمان تقلب و تخلف است. ديگر اينكه شما تحت تاثير گفتمان تلويزيوني باور كرديد فقط در تهران اعتراض وجود دارد گو اينكه اعتراضات تبريز اهواز رشت شيراز و كردستان را نديده ايد. من به كلي با اين ديدگاه مخالفم. تفاوت چنداني بين تهران و شهرستانها وجود نداشته است براي اينكه به اندازه كافي در تهران شهرونداني با طبع شهرستاني وجود دارند. در همان شهرستانها كه من به برخي از انها بعد از انتخباات سر زدم فاصله راي انچناني نبود كه گزراش شد. حتي در روستايي كه 500 راي داشت من سوال كردم از يكي از معتمدين محل احخمدي نژاد تنها 40 راي بيبشتر داشت. دكتر عزيز! شما بايد بين دو مقوله فرق مي گذاشتيد تا خوانندگان شما دچار سوئ تفاهم نشوند. يكي نظر شما در اين باب كه برنده نهايي چه كسي بوده است كه بنظر شما احمدي نژاد در هرصورت راي داشته است. مقوله دوم اين است كه ايا راي 24 ميليوني احمدي نژاد منطقي و معقول است يا نه؟ تا انجا كه من مي دانم شما اين ر اي 24 ميليوني را معقول نمي دانيد. اين تفكيك فهم بهتري به متن شما مي دهد. اگر راي 24 ميليوني معقول نباشد ديگر براي ما فرقي نمي كند كه احمدي نژاد با 18 يا 19 ميليون رئيس جمهور مي شد يا نه. مهم اين است كه ميليونها راي بنا به مصلحت جابجا شده است. ادمهايي كشته شده اند و ما بنا به مصلحت دعوت به ارامش مي شويم. اين چيزي است كه براي مردم رنج اور است. من به طور كلي با تفكيك فقير و غني مخافلم. چرا كه در همان روشتاهايي كه به موسوي راي داده اند ايا انها جزو فقيرهاي روستايي اند يا اغنياي روستاها. من نمونه هاي زيادي دارم از همان فقراي روستايي كه به موسوي راي داده اند و نمونه هايي از اغنياي شهري كه به احمدي نژاد.
  • احمدي نژاد نخواست تهران رو كنار بذاره و به شهرهاي ديگه فكر كنه. بلكه عملا چون توسط تهران كنار گذاشته شد مجبور به فكر كردن به شهرهاي ديگه شد. كيه كه از برنده شدن تو پايتخت بدش بياد؟؟!!! درضمن من هم معتقدم احمدي نژاد به دليل ... بالايي كه داشت دوباره رييس جمهور مي شد ولي نه با 24 تا بلكه در خوشبينانه ترين حالت با حدود 19تا. اعتراض ما هم اين نيست كه چرا احمدي دوباره رييس جمهوره. ما مي گيم كه اين 24 تا خيلي رقم تخيليه ...
  • گذشته از رويه هاي انتخاباتي و برخوردهاي امنيتي انجام شده با مردم که جاي نقدهاي جدي دارند و از اونجا که فرض رو بايد بر صحت انتخابات گذاشت و خلافش رو ثابت کرد: من هم هنوز منتظر استدلال هاي قويتري ( و دقيق تري) از ميرحسين هستم. اما از هر طرف که نگاه مي کنم استلال هاي شما تو اين دو تا نوشته منطقي و علمي به نظرم نمي رسه استاد!
  • متن نامه ژيژك در وبلاگمhttp://bargesabze86.persianblog.ir/ جهت اطلاع دوستان معترض به نظرات دكتر من به عنوان عضو ستاد موسوي در شهرم (صفاشهر ) شاهدمشاركت چشم گير همشهريان بودم (بسيار بيشتر از هر دوره اما اين افزايش فقط به نفع احمدي نژاد بود ) حدود 80 درصد آرا كه با نظر سنجي قبلي ما مطابقت داشت . با سوال از دوستان همكارم در شهر هايي مانند مرودشت ، آباده و حتي شيراز و اصفهان نيز به همين نتيجه رسيدم
  • به به چه نظري دکتر ! چه تلاشي براي فهم اين مطالب داشته ايد ! همه اينها را نيز از تلويزون مي توان ديد !نيازي به تحليل نبود دکتر!
  • 1-اين که دکتراحمدي نژاد در پيرامون ودر بين قشر مذهبي سنتي (خداوند ريشه همه آنها رااصلاح کند انشاءالله )راي بيشتري داشت حتي قبل از انتخابات هم آنقدر واضح بودکه نيازي به تحليل جامعه شناختي نداشت ؛فقط شما جامعه شناسان چشمتون را بسته بوديد.يا فقط تهران را مي ديديدو به مير حسين هم انقدراطلاعات ناراست داديد تا اون هم دچار توهم شد. حالا هم اين نوشداروي بعد از مرگ سهراب فقط ممکنه کمي از وجدان درد شما را آرام کنه وگرنه... 2- نه آقاي دکتر ،ما احساس بر حق بودنمان را نه بر اساس تهراني بودن ،نه بر اساس جزيي از يک انبوهه بودن(برعکس شما و دکتر شريعتي مرحوم) و نه حسادت بردکتر احمدي نژادو... که بر اساس ديدن و لمس کردن ظلمي که برما مي شود (کوي دانشگاه و کتک خوردن دانشجو؛ کشته شدن ندا و امثالهم،دستگيري و مفقود الاثر شدن جلايي پورو... دروغ پردازي هاي رسانه هاي داخلي وبي انصافي هاو سکوت بزرگانو... )داريم . 3- توصيه اي دوستانه به شما و تمامي اساتيد جامعه شناسي دارم به جاي اين همه کار نطري در حوزه جامعه شناسي ، اگر تنها روزي 2 يا 3 ساعت از وقت شريفتان را صرف گشتن د ربين مردم و صحبت کردن با آنها کنيد شايد در دوره بعد انتخابات مشاوران بهتري براي امثال ميرحسين باشيد و اگر حوصله چنين کاري را نداريد لطف کنيد از همين امروز مشاوره جناح اصولگرا را به عهده بگيريد تادل ملتي را شاد نماييد.
  • من نه ميگم تقلب شده نه ميگم احمدينژاد 24 مليون راي داشته چون صلاحيت اظهار نظر در اين مورد را در خود نميبينم كه مبادا مديون كسي شوم من ميخوام به همه ي اسفندهاي عزيز كه در حال رقص بر آتش هستند بگويم كه: گر كشي داد و گر كني فرياد/جوجه را گربه پس نخواهد داد!!!